1
00:00:09,550 --> 00:00:11,490
‫اصلاً فکر نمی‌کردم آخر و عاقبتم این‌جوری بشه.

2
00:00:11,490 --> 00:00:12,670
‫ببخشید.

3
00:00:13,780 --> 00:00:16,400
‫انقدر تاریکه هیچی دیده نمیشه.

4
00:00:35,050 --> 00:00:37,060
‫باید یه راه خروج پیدا کنیم.

5
00:00:37,060 --> 00:00:38,250
‫موافقم.

6
00:02:09,980 --> 00:02:12,700
‫نور
‫تاریکی

7
00:02:12,700 --> 00:02:14,990
‫نور و تاریکی

8
00:02:18,490 --> 00:02:20,030
‫یه اتاق تاریک دیگه.

9
00:02:20,520 --> 00:02:22,640
‫و انگار کلاً متروکه‌ست.

10
00:02:29,240 --> 00:02:30,240
‫سارا.

11
00:02:30,900 --> 00:02:32,800
‫از این طرف یه راهرو هست.

12
00:02:32,800 --> 00:02:34,480
‫اومدم.

13
00:02:39,720 --> 00:02:41,220
‫این اتاق خیلی بزرگتره.

14
00:02:41,220 --> 00:02:41,970
‫خانم...

15
00:02:41,970 --> 00:02:44,420
‫اینجا یه چراغ جادویی هست.

16
00:02:44,420 --> 00:02:45,530
‫راست میگی.

17
00:02:48,070 --> 00:02:50,000
‫این مدلش با مانا روشن میشه.

18
00:02:50,470 --> 00:02:52,280
‫قبلاً نمی‌تونستم ازش استفاده کنم.

19
00:03:00,910 --> 00:03:01,920
‫روشن شد.

20
00:03:02,970 --> 00:03:05,120
‫عجب جای خفنیه.

21
00:03:06,110 --> 00:03:07,200
‫نکنه اینجا...

22
00:03:08,240 --> 00:03:10,790
‫یه جور مرکز تحقیقاتیه؟

23
00:03:16,030 --> 00:03:17,340
‫آشنا به نظر میاد...

24
00:03:38,910 --> 00:03:40,380
‫چی شده؟

25
00:03:40,780 --> 00:03:44,230
‫نـ-نه! نگاه نکن!

26
00:03:44,230 --> 00:03:46,000
‫با-باشه.

27
00:03:46,590 --> 00:03:49,060
‫به هر حال، خانم، اینو ببین.

28
00:03:49,060 --> 00:03:50,140
‫اون چیه؟

29
00:03:50,600 --> 00:03:53,030
‫دم ورودی پیداش کردم.

30
00:03:56,570 --> 00:04:00,880
‫کثیفه، ولی خیلی قدیمی به نظر نمی‌رسه.

31
00:04:01,800 --> 00:04:02,970
‫چی توش نوشته؟

32
00:04:03,560 --> 00:04:07,310
‫«دو روز از وقتی که از کنترل خارج شد می‌گذره.

33
00:04:07,830 --> 00:04:10,640
‫آیا پیوندها به اندازه کافی محکم نبودن؟

34
00:04:10,640 --> 00:04:13,020
‫خیلی ضعیف به نظر می‌رسیدن.

35
00:04:13,590 --> 00:04:15,230
‫گور بابای وحی الهی.

36
00:04:15,600 --> 00:04:17,190
‫گور بابای صلاح مملکت.

37
00:04:17,950 --> 00:04:19,410
‫من منم.

38
00:04:19,990 --> 00:04:21,360
‫هیچ‌کس جز خودم نیستم.

39
00:04:22,040 --> 00:04:24,490
‫آیا می‌میرم؟ نه، نمی‌میرم.

40
00:04:25,190 --> 00:04:26,880
‫می‌خوام متصل بشم.

41
00:04:28,040 --> 00:04:29,580
‫می‌خوام پیوند بخورم.

42
00:04:30,040 --> 00:04:33,070
‫این تنها راهیه که به خرد می‌رسم.

43
00:04:33,900 --> 00:04:37,480
‫خرد حقیقی... صلح حقیقی...

44
00:04:38,090 --> 00:04:42,680
‫نیازمند قضاوته، شاید حتی کنترل کامل.»

45
00:04:44,720 --> 00:04:45,350
‫ها؟

46
00:04:46,060 --> 00:04:48,850
‫روی اون کاغذ کثیف،

47
00:04:48,850 --> 00:04:51,310
‫که با حروف مارپیچی نوشته شده بود...

48
00:04:52,450 --> 00:04:54,990
‫کلمات «فلام اپریکات» به چشم می‌خورد.

49
00:04:58,120 --> 00:05:00,780
‫بازم اسم شماست.

50
00:05:00,780 --> 00:05:01,740
‫چطور ممکنه؟

51
00:05:01,740 --> 00:05:03,740
‫تـقاص گنـاهانت رو پـس بـده فـلام اپریـکات

52
00:05:03,030 --> 00:05:03,740
‫چرا؟

53
00:05:04,150 --> 00:05:06,720
‫چرا اسم من اینجاست؟

54
00:05:07,650 --> 00:05:09,150
‫...ـمک.

55
00:05:10,590 --> 00:05:11,810
‫کمک...

56
00:05:11,810 --> 00:05:13,480
‫چی شده، سارا؟

57
00:05:13,480 --> 00:05:16,170
‫الان چیزی شنیدی؟

58
00:05:17,180 --> 00:05:19,300
‫کمک...

59
00:05:19,300 --> 00:05:21,130
‫آره، شنیدی؟

60
00:05:21,520 --> 00:05:24,090
‫کمک...

61
00:05:24,090 --> 00:05:27,010
‫کس دیگه‌ای اینجاست؟

62
00:05:27,010 --> 00:05:28,230
‫بریم کمکش.

63
00:05:28,230 --> 00:05:28,810
‫آره.

64
00:05:28,810 --> 00:05:31,030
‫کمک...

65
00:05:31,560 --> 00:05:33,130
‫کمک...

66
00:05:33,130 --> 00:05:34,150
‫فکر کنم این طرفه.

67
00:05:34,520 --> 00:05:36,050
‫کمک...

68
00:05:36,050 --> 00:05:37,110
‫این طرف.

69
00:05:37,110 --> 00:05:38,520
‫کمک...

70
00:05:38,520 --> 00:05:40,240
‫صداش از اینجا میاد.

71
00:05:40,240 --> 00:05:41,070
‫بریم تو.

72
00:05:41,590 --> 00:05:43,530
‫کمک...

73
00:05:43,920 --> 00:05:45,890
‫کمک...

74
00:05:46,940 --> 00:05:49,160
‫کمک...

75
00:05:51,630 --> 00:05:53,170
‫کمک...

76
00:05:54,620 --> 00:05:55,930
‫خانم فلام!

77
00:05:57,270 --> 00:05:59,340
‫پیداتون کردم! حالتون خوبه؟

78
00:05:59,990 --> 00:06:01,470
‫بیایید با هم از اینجا بریم.

79
00:06:02,100 --> 00:06:02,880
‫بیا.

80
00:06:05,310 --> 00:06:07,970
‫پیدات کردم.

81
00:06:09,430 --> 00:06:12,200
‫زن صورت نداشت.

82
00:06:12,200 --> 00:06:15,400
‫به جاش یه گرداب مارپیچی بود.

83
00:06:20,210 --> 00:06:21,120
‫نه!

84
00:06:21,490 --> 00:06:24,450
‫تمومش کن! ولم کن!

85
00:06:25,910 --> 00:06:27,570
‫این دیگه چه کوفتیه؟

86
00:06:27,570 --> 00:06:29,580
‫تکون نمی‌خوره!

87
00:06:49,470 --> 00:06:53,150
‫سارا، روی دستم جادوی درمان بزن!

88
00:06:53,150 --> 00:06:54,710
‫ولی اگه این کارو بکنم...

89
00:06:54,710 --> 00:06:55,390
‫عجله کن!

90
00:06:56,690 --> 00:06:57,690
‫باشه.

91
00:06:58,400 --> 00:06:59,680
‫بازیابی!

92
00:07:22,480 --> 00:07:24,270
‫حالتون خوبه؟

93
00:07:24,270 --> 00:07:27,300
‫ممنون که سریع انجامش دادی،

94
00:07:27,580 --> 00:07:29,260
‫دردش دیگه از بین رفته.

95
00:07:29,260 --> 00:07:30,510
‫خوبه...

96
00:07:30,510 --> 00:07:33,040
‫ولی اون نه!

97
00:07:33,040 --> 00:07:35,050
‫به این راحتیا دستت بهمون نمی‌رسه!

98
00:07:40,440 --> 00:07:42,390
‫گمش کردیم؟

99
00:07:42,390 --> 00:07:43,440
‫نمی‌دونم...

100
00:07:44,030 --> 00:07:46,800
‫فکر نکنم بتونیم همینجوری فرار کنیم.

101
00:07:47,270 --> 00:07:50,540
‫ولی من اونقدر قوی نیستم که
‫اون غول رو زمین بزنم.

102
00:07:52,090 --> 00:07:56,040
‫باید یه جوری آمار حمله‌ت رو ببری بالا.

103
00:07:58,180 --> 00:08:00,780
‫سارا، برمی‌گردیم به اون آزمایشگاه.

104
00:08:02,410 --> 00:08:04,410
‫چی تو سرته؟

105
00:08:04,410 --> 00:08:05,630
‫فقط دنبالم بیا.

106
00:08:07,550 --> 00:08:09,110
‫بریم، سارا.

107
00:08:09,110 --> 00:08:11,140
‫کجا بریم؟

108
00:08:11,500 --> 00:08:15,230
‫وای نه دوباره!

109
00:08:21,160 --> 00:08:22,730
‫این بوی گند چیه؟

110
00:08:26,790 --> 00:08:30,320
‫ایـ-اینا همه‌شون جنازه‌ن؟

111
00:08:30,780 --> 00:08:33,990
‫ببخشید. نمی‌خواستم این صحنه رو ببینی.

112
00:08:34,790 --> 00:08:36,000
‫از این طرف بیا.

113
00:08:39,160 --> 00:08:41,360
‫دنبال چی می‌گردی؟

114
00:08:41,840 --> 00:08:43,260
‫تجهیزات نفرین‌شده.

115
00:08:43,260 --> 00:08:46,380
‫با این‌همه جنازه، شاید یه چیزی پیدا کنم.

116
00:08:46,380 --> 00:08:49,280
‫آها، واسه قابلیت «معکوس» می‌خوای، نه؟

117
00:08:49,280 --> 00:08:50,170
‫آره.

118
00:08:50,170 --> 00:08:51,680
‫منم کمک می‌کنم!

119
00:08:51,680 --> 00:08:54,420
‫لازم نیست.

120
00:08:54,420 --> 00:08:57,140
‫نمی‌تونم از یه راهبه بخوام که جیب مرده‌ها رو بزنه.

121
00:08:57,440 --> 00:09:01,360
‫نه بابا، هر کاری لازم باشه واسه زنده موندن می‌کنم.

122
00:09:01,870 --> 00:09:06,610
‫زنده می‌مونیم، اون «کیالاهری» رو پیدا می‌کنیم
‫و زن آقای لیچ رو نجات میدیم.

123
00:09:07,180 --> 00:09:11,700
‫تازه خانم میل‌کیت هم منتظرته!

124
00:09:12,150 --> 00:09:14,760
‫آره، راست میگی.

125
00:09:19,710 --> 00:09:23,880
‫آنجا بود، درست زمانی که سرنوشتشان
‫در تاریکی محو می‌شد،

126
00:09:25,310 --> 00:09:28,420
‫که پرتو امیدی نمایان شد.

127
00:09:29,350 --> 00:09:31,920
‫اومد دنبالمون؟

128
00:09:31,920 --> 00:09:33,590
‫عجب موجود سمجیه.

129
00:09:35,120 --> 00:09:36,650
‫بشین!

130
00:09:40,050 --> 00:09:41,440
‫خانم!

131
00:09:49,510 --> 00:09:50,530
‫انجامش دادی!

132
00:09:51,400 --> 00:09:54,110
‫نام: چکمه‌های چرمی بیزار از خدا
‫درجه: حماسی
‫این تجهیزات مجموع آمار شما را ۲۲۰۳ واحد کاهش می‌دهد.
‫این تجهیزات بدن شما را منجمد می‌کند.

133
00:09:51,800 --> 00:09:54,110
‫یه چیزی پیدا کردی، نه؟

134
00:09:54,530 --> 00:09:56,830
‫هنوز جشن نگیر، سارا.

135
00:09:58,580 --> 00:10:01,290
‫چطور ممکنه؟ سرشو قطع کردی.

136
00:10:13,440 --> 00:10:14,180
‫آخه چرا؟

137
00:10:14,620 --> 00:10:16,380
‫چرا از پا در نمیاد؟

138
00:10:20,590 --> 00:10:21,650
‫یه گرداب!

139
00:10:22,350 --> 00:10:25,910
‫فقط نزدیک شدن بهش باعث شکستن اجسام میشه.

140
00:10:25,910 --> 00:10:28,110
‫چطوری باید باهاش بجنگم؟

141
00:10:30,970 --> 00:10:31,840
‫فلام.

142
00:10:32,360 --> 00:10:36,320
‫وقتی با دشمنی روبرو میشی که
‫چندین برابر قوی‌تر از خودته،

143
00:10:36,720 --> 00:10:40,040
‫این روش کمکت می‌کنه قدرتی رو آزاد کنی
‫که از محدودیت‌هات فراتر میره.

144
00:10:41,180 --> 00:10:42,930
‫فنون شوالیه...

145
00:10:43,370 --> 00:10:45,630
‫ها؟ اون چیه؟

146
00:10:45,630 --> 00:10:47,790
‫اگه جواب بده، شاید بتونم بکشمش.

147
00:10:48,750 --> 00:10:50,800
‫نقشه داری؟

148
00:10:51,110 --> 00:10:53,720
‫آره. فقط...

149
00:10:54,750 --> 00:10:56,710
‫به یکم زمان نیاز دارم.

150
00:11:06,010 --> 00:11:08,360
‫بذار برات زمان بخرم.

151
00:11:09,340 --> 00:11:12,900
‫من توی جادوی دفاعی خیلی خوب نیستم،
‫ولی تمام تلاشمو می‌کنم.

152
00:11:15,930 --> 00:11:18,010
‫ببخشید که اینو ازت می‌خوام، سارا.

153
00:11:19,320 --> 00:11:21,300
‫محافظت الهی!

154
00:11:25,470 --> 00:11:27,620
‫گادیو... گادیو؟

155
00:11:28,020 --> 00:11:29,130
‫گادیو!

156
00:11:30,160 --> 00:11:33,270
‫این وقت صبح داری چیکار می‌کنی؟

157
00:11:33,270 --> 00:11:36,060
‫اوه، یه جور نرمش سبکه.

158
00:11:36,660 --> 00:11:41,560
‫باید هر روز تمرینش کنم،
‫وگرنه وقتی لازمه به کارم نمیاد.

159
00:11:42,270 --> 00:11:44,040
‫فنون شوالیه.

160
00:11:44,040 --> 00:11:47,550
‫تکنیکیه که استقامتت رو به نیرویی
‫به نام «پرانا» تبدیل می‌کنه

161
00:11:47,550 --> 00:11:50,200
‫و ازش برای تقویت توانایی‌های جسمیت
‫استفاده می‌کنه.

162
00:11:51,430 --> 00:11:54,400
‫حالا که آمارم بالاتره،
‫شاید بتونم انجامش بدم.

163
00:12:05,940 --> 00:12:12,130
‫پرانا روان‌تر، نرم‌تر و خالص‌تر از جادوئه.

164
00:12:12,890 --> 00:12:18,470
‫بنابراین نیازمند ذهن و روحی شفاف،
‫و عاری از هرگونه فکر پلیده.

165
00:12:21,510 --> 00:12:23,180
‫من هنوز کارم تموم نشده!

166
00:12:31,730 --> 00:12:34,190
‫وقتی قلقش دستت بیاد، بقیه‌ش ساده‌ست.

167
00:12:43,900 --> 00:12:46,040
‫وقتی بدنت پر از پرانا شد،

168
00:12:49,260 --> 00:12:51,120
‫همه‌شو آزاد کن...

169
00:12:53,170 --> 00:12:54,940
‫و شمشیرت رو بچرخون!

170
00:12:58,310 --> 00:13:02,070
‫شمشیرزنی فلام با بی‌نقص بودن
‫فاصله زیادی داشت.

171
00:13:02,070 --> 00:13:04,380
‫چیزی جز یک کپی ناشیانه نبود.

172
00:13:04,380 --> 00:13:07,310
‫بنابراین، می‌شد اسم این حرکت رو گذاشت:
‫«تقلید لرزاننده پرانا».

173
00:13:16,060 --> 00:13:17,470
‫انجامش دادی!

174
00:13:24,430 --> 00:13:25,690
‫یه بار دیگه...

175
00:13:32,300 --> 00:13:34,270
‫خانم... من...

176
00:13:34,270 --> 00:13:35,340
‫سارا...

177
00:13:36,040 --> 00:13:40,790
‫اون قبلاً به حدش رسیده بود، چون
‫از آخرین ذره انرژیش استفاده کرده بود.

178
00:13:41,590 --> 00:13:43,970
‫اگه کافی نیست، پس بیشتر زور بزن.

179
00:13:43,970 --> 00:13:47,220
‫اگه نمی‌تونم، پس سعی کن بفهمی چرا.

180
00:13:50,040 --> 00:13:52,940
‫خیلی وقت بود که ضعیف بودم.

181
00:13:52,940 --> 00:13:53,900
‫و با این حال...

182
00:13:54,510 --> 00:13:56,480
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت به من نیاز نداشت.

183
00:13:56,850 --> 00:13:58,190
‫و با این حال؟

184
00:13:58,480 --> 00:14:01,190
‫اجازه نداشتم یه زندگی آبرومندانه داشته باشم.

185
00:14:01,750 --> 00:14:02,610
‫و با این حال...

186
00:14:02,960 --> 00:14:06,910
‫ته دلم، می‌ترسم و دلم می‌خواد گریه کنم.

187
00:14:06,910 --> 00:14:08,200
‫و با این حال!

188
00:14:11,080 --> 00:14:12,460
‫میل‌کیت...

189
00:14:16,960 --> 00:14:21,720
‫قرار نیست به این زودیا تسلیم بشم و بمیریم!

190
00:14:23,800 --> 00:14:25,220
‫من زنده می‌مونم...

191
00:14:25,550 --> 00:14:30,640
‫و می‌خوام میل‌کیت رو خوشبخت کنم!

192
00:14:48,090 --> 00:14:50,100
‫تورو خدا بگو این دفعه زدمش.

193
00:14:50,100 --> 00:14:52,900
‫کارتو کردی، خانم...

194
00:15:04,920 --> 00:15:07,160
‫شوخیت گرفته؟

195
00:15:09,310 --> 00:15:11,100
‫گوی سرخ.

196
00:15:17,090 --> 00:15:20,170
‫باورم نمیشه همچین چیز کثیفی ساختن.

197
00:15:20,170 --> 00:15:22,070
‫بشریت خیلی دردسر داره.

198
00:15:23,960 --> 00:15:24,780
‫اوه، خدای من.

199
00:15:25,630 --> 00:15:27,120
‫اون فلامیه؟

200
00:15:41,260 --> 00:15:42,590
‫کجام؟

201
00:15:43,190 --> 00:15:43,960
‫یو.

202
00:15:46,910 --> 00:15:50,240
‫خوشحالم به هوش اومدی، فلامی.

203
00:15:50,240 --> 00:15:52,710
‫چی... یکی از فرماندهان شیاطین؟

204
00:15:52,710 --> 00:15:57,140
‫خوشحالم منو یادته. از اون موقع که
‫توی قلمرو شیاطین دیدمت دیگه همو ندیده بودیم.

205
00:15:57,580 --> 00:16:00,150
‫چرا یه شیطان اینجاست؟

206
00:16:00,150 --> 00:16:05,030
‫نام: نیگاس
‫عنصر: خون‌خوار
‫مجموع آمار: ۳۳,۶۲۴

207
00:16:02,950 --> 00:16:04,620
‫مجموع آمارش از ۳۰,۰۰۰ بیشتره؟

208
00:16:06,110 --> 00:16:07,740
‫این دیگه شوخی‌بردار نیست.

209
00:16:08,080 --> 00:16:12,130
‫مگه میشه چیز دیگه‌ای باشم؟
‫راستی، قرار نیست بهت آسیب بزنم.

210
00:16:12,130 --> 00:16:14,330
‫تازه، نجاتت هم دادم.

211
00:16:16,820 --> 00:16:18,670
‫بمیر!

212
00:16:21,880 --> 00:16:25,710
‫نامرد! هیولای آدم‌کش!

213
00:16:25,710 --> 00:16:27,500
‫چه اتهام وحشتناکی.

214
00:16:27,500 --> 00:16:30,510
‫گوش کن، ما شیاطین آدم نمی‌کشیم.

215
00:16:30,800 --> 00:16:32,370
‫دروغه!

216
00:16:32,370 --> 00:16:37,480
‫خونه‌های من و خواهر ماریا خراب شد
‫و عزیزانمون کشته شدن! توسط شیاطین!

217
00:16:37,790 --> 00:16:42,360
‫واقعاً؟ و اینو با چشمای خودت دیدی؟

218
00:16:43,830 --> 00:16:46,360
‫خـ-خب...

219
00:16:46,860 --> 00:16:51,630
‫ولی آدمای کلیسا که نجاتم دادن اینو گفتن.

220
00:16:51,630 --> 00:16:54,080
‫کلیسا، ها؟ پس بذار ازت بپرسم...

221
00:16:54,650 --> 00:16:59,380
‫کلیسای اوریجین داره این دور و اطراف
‫آزمایش‌های مشکوکی انجام میده.

222
00:16:59,380 --> 00:17:00,940
‫واقعاً می‌تونی بهشون اعتماد کنی؟

223
00:17:02,790 --> 00:17:05,780
‫چرا پای کلیسا رو کشیدی وسط؟

224
00:17:05,780 --> 00:17:08,300
‫اوه، متوجه نشدی؟

225
00:17:08,840 --> 00:17:11,400
‫انگار *اون* متوجه شده، ولی.

226
00:17:13,600 --> 00:17:16,890
‫نقش‌برجسته روی سقف اول مسیر،

227
00:17:17,280 --> 00:17:20,200
‫نماد کلیسای اوریجین رو داشت.

228
00:17:20,200 --> 00:17:21,770
‫حس بدی نسبت بهش داشتم.

229
00:17:22,440 --> 00:17:27,940
‫و نوشته‌های اون دفترچه هم
‫شبیه متون مقدس بود.

230
00:17:29,190 --> 00:17:30,720
‫ببخشید.

231
00:17:31,220 --> 00:17:35,160
‫می‌خواستم بگم،
‫ولی نمی‌تونستم باور کنم.

232
00:17:35,530 --> 00:17:39,330
‫صبر کن، پس اون تأسیسات زیرزمینی
‫مال کلیسا بود؟

233
00:17:39,710 --> 00:17:42,620
‫منم اومدم اینجا که همین رو بررسی کنم.

234
00:17:42,620 --> 00:17:48,300
‫چیزایی که کلیسا داشت روش تحقیق می‌کرد
‫واسه ما یه جورایی مشکل‌سازه.

235
00:17:48,590 --> 00:17:50,840
‫تحقیق؟ پس...

236
00:17:51,590 --> 00:17:53,090
‫اونا آزمایش بودن؟

237
00:17:54,920 --> 00:17:57,790
‫اون غول، و اون یکی هیولا...

238
00:17:58,810 --> 00:18:01,440
‫توی اون پشته هم جنازه هیولا بود.

239
00:18:01,890 --> 00:18:05,520
‫همه‌شون... اینجا ساخته شدن؟

240
00:18:07,460 --> 00:18:11,240
‫همه اینا به کنار، تو چرا اینجایی، فلامی؟

241
00:18:11,680 --> 00:18:15,620
‫و اون علامت روی گونه‌ت مال برده‌ها نیست؟

242
00:18:16,210 --> 00:18:17,660
‫خب...

243
00:18:19,400 --> 00:18:21,100
‫چقدر بی‌رحمانه.

244
00:18:21,100 --> 00:18:25,580
‫می‌دونستم! پس تو واقعاً همون قهرمان،
‫فلام اپریکات بودی!

245
00:18:26,490 --> 00:18:27,830
‫می‌دونستی؟

246
00:18:28,500 --> 00:18:30,090
‫من الان فقط یه ماجراجوی معمولی‌ام.

247
00:18:30,510 --> 00:18:34,820
‫ما برای جمع کردن گیاه اومده بودیم
‫که اون هیولا بهمون حمله کرد.

248
00:18:34,820 --> 00:18:36,900
‫خانم فلام کشتش.

249
00:18:36,900 --> 00:18:39,120
‫فقط با کمک سارا.

250
00:18:39,990 --> 00:18:43,100
‫صبر کن ببینم. واقعاً کشتیش؟

251
00:18:43,410 --> 00:18:44,640
‫چطوری؟

252
00:18:45,250 --> 00:18:46,100
‫با اراده خالی؟

253
00:18:46,460 --> 00:18:49,690
‫تمام زورم رو توی یه ضربه جمع کردم
‫و یه چیز کریستال‌مانند رو شکستم،

254
00:18:49,690 --> 00:18:51,070
‫که باعث شد متوقف بشه.

255
00:18:52,020 --> 00:18:53,530
‫هسته‌ش شکست؟

256
00:18:54,150 --> 00:18:56,140
‫اینو شکوندی، فلامی؟

257
00:18:56,140 --> 00:18:57,540
‫آره، همینه.

258
00:18:57,540 --> 00:19:00,280
‫میگم، میشه این هسته مال من باشه؟

259
00:19:00,970 --> 00:19:02,750
‫اگه سارا رو ول کنی.

260
00:19:04,670 --> 00:19:06,250
‫معذرت می‌خوام!

261
00:19:07,740 --> 00:19:08,380
‫من...

262
00:19:08,770 --> 00:19:12,380
‫زیادی احساساتی شدم و تند رفتم.

263
00:19:12,660 --> 00:19:15,210
‫باید از شما هم معذرت بخوام، خانم فلام.

264
00:19:15,210 --> 00:19:16,410
‫چرا من؟

265
00:19:16,410 --> 00:19:19,940
‫اگه اون اطلاعات مشکوک کلیسا رو
‫بهت نداده بودم،

266
00:19:19,940 --> 00:19:21,810
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقا نمی‌افتاد.

267
00:19:22,350 --> 00:19:26,020
‫خیلی متأسفم. کار خیلی بدی کردم.

268
00:19:26,020 --> 00:19:27,920
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

269
00:19:27,920 --> 00:19:30,520
‫باید بکنم! وگرنه دلم آروم نمی‌گیره!

270
00:19:30,520 --> 00:19:33,080
‫شما خیلی بهم کمک کردید.

271
00:19:33,080 --> 00:19:34,640
‫ولی این فقط...

272
00:19:37,870 --> 00:19:40,080
‫بسه دیگه شما دوتا.

273
00:19:40,580 --> 00:19:43,400
‫اون جو غمگین دیگه پرید.
‫باد بردش.

274
00:19:44,070 --> 00:19:45,080
‫شیرفهم شد؟

275
00:19:45,080 --> 00:19:47,520
‫باورم نمیشه یه شیطان داره سعی می‌کنه
‫حالمو خوب کنه.

276
00:19:48,440 --> 00:19:50,750
‫نمی‌دونستم شیاطین *بلدن* حال آدما رو خوب کنن.

277
00:19:54,240 --> 00:19:56,510
‫آره، خودمم نبودم!

278
00:19:57,670 --> 00:20:00,420
‫راستی، من اینجا بیدار شدم.

279
00:20:00,420 --> 00:20:02,500
‫تو ما رو آوردی اینجا، نیگاس؟

280
00:20:02,500 --> 00:20:03,590
‫آره.

281
00:20:03,590 --> 00:20:07,480
‫نمی‌تونستم بذارم دوتا دختر کوچولو
‫تو یه جای پر از جنازه بخوابن.

282
00:20:08,190 --> 00:20:09,320
‫نیگاس...

283
00:20:10,410 --> 00:20:12,040
‫یه دنیا ممنون!

284
00:20:14,260 --> 00:20:14,840
‫تو کی هستی...؟

285
00:20:14,840 --> 00:20:15,830
‫من سارام!

286
00:20:16,790 --> 00:20:20,230
‫یه راهبه از کلیسای اوریجین
‫باید گیاه جمع کنه؟

287
00:20:20,230 --> 00:20:21,410
‫مگه ممنوع نیست؟

288
00:20:21,410 --> 00:20:24,920
‫ما واسه کمک به مردمی که مریضن
‫به دارو نیاز داریم!

289
00:20:26,090 --> 00:20:27,660
‫لابد من یه راهبه کوچولوی شیطونم!

290
00:20:33,040 --> 00:20:35,860
‫اون سنگ بزرگی که راه خروج رو بسته
‫براتون کنار می‌زنم.

291
00:20:35,860 --> 00:20:37,780
‫بازم می‌بینمتون.

292
00:20:37,780 --> 00:20:38,820
‫امم...

293
00:20:38,820 --> 00:20:41,260
‫شیاطین واقعاً آدما رو نمی‌کشن؟

294
00:20:41,900 --> 00:20:44,710
‫مطمئنم جنگ انسان و شیطان
‫بدون تلفات نبوده.

295
00:20:45,230 --> 00:20:46,420
‫ولی قسم می‌خورم...

296
00:20:46,900 --> 00:20:50,640
‫یه شیطان هرگز به نفع خودش یا واسه تفریح
‫یه انسان رو نمی‌کشه.

297
00:20:50,640 --> 00:20:52,200
‫اینو با اطمینان می‌گم.

298
00:20:52,940 --> 00:20:54,840
‫به کی قسم می‌خوری؟

299
00:20:55,820 --> 00:20:59,420
‫هوم... خداها که قابل اعتماد نیستن...

300
00:20:59,820 --> 00:21:01,130
‫پس به تو، سارا!

301
00:21:01,130 --> 00:21:02,120
‫من؟

302
00:21:02,120 --> 00:21:04,780
‫تو مثل یه الهه‌ای،
‫پس به تو قسم می‌خورم!

303
00:21:04,780 --> 00:21:06,020
‫چـ-چی؟

304
00:21:06,020 --> 00:21:07,520
‫این حرفو نزن!

305
00:21:09,170 --> 00:21:13,000
‫حس می‌کردم کلیسا داره یه چیزی رو
‫مخفی می‌کنه،

306
00:21:13,000 --> 00:21:15,750
‫ولی انتظار نداشتم یه مشت تحقیق داغون باشه.

307
00:21:16,710 --> 00:21:20,490
‫اگه اون یه سلاح بیولوژیکی بوده،
‫پادشاهی هم حتماً دست داره.

308
00:21:20,490 --> 00:21:22,390
‫چرا پادشاهی؟

309
00:21:22,390 --> 00:21:24,440
‫با توجه به اینکه اونجا چقدر بزرگ و قدیمی بود،

310
00:21:24,440 --> 00:21:26,720
‫امکان نداره کلیسا خودش تنهایی ساخته باشدش.

311
00:21:28,030 --> 00:21:30,600
‫و حالا هم بهمون گفتن که شیاطین
‫آدما رو نمی‌کشن.

312
00:21:30,910 --> 00:21:33,940
‫دیگه نمی‌دونم چی رو باور کنم!

313
00:21:33,940 --> 00:21:36,890
‫کله‌ی منم پر از سواله.

314
00:21:39,180 --> 00:21:40,700
‫اونجا رو ببین، خانم!

315
00:21:40,700 --> 00:21:42,340
‫اون گل کیالاهریه؟

316
00:21:42,340 --> 00:21:44,240
‫بالاخره می‌تونیم برگردیم!

317
00:21:44,240 --> 00:21:44,820
‫آره!

318
00:21:45,350 --> 00:21:48,080
‫بی‌صبرانه منتظرم برگردم
‫و دستپخت میل‌کیت رو بخورم!

319
00:21:48,080 --> 00:21:48,990
‫منم همین‌طور!

320
00:21:59,700 --> 00:22:02,010
‫خوش اومدید، ارباب.

